محمد حسن خان اعتماد السلطنه

575

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

[ جلد دوم ] ديباچه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم العظمة للّه ، و يختصّ به الملك و البقآء ، و يتوحّد بالعزّ و الكبرياء ، يحكم ما يريد ، و يفعل ما يشاء ، دانت له الارض و السّماء ، علا سلطانه ، و بهر برهانه ، و جلّ ثنائه ، و تقدسّت اسمائه ، عرشه عظيم ، و منّه قديم ، و الصّلوة على نبيّه الكريم ، سيّد قسيم ، و قائد بسيم . ثم السّلام على الاوصيا و الائمة و شفعاء الامّة ( ما رنّحت عذبات البان ريح صبا و اطرب العيس حادى العيس بالنغم ) « 1 » . امّا بعد : در اوايل سال گذشته كه شروع به نگارش جلد دويّم منتظم ناصرى نمود ، جازم و مصمّم بود كه رشتهء سنوات اين تاريخ تا بهذه السنه مسلسل و پيوسته نگاشته شود ، آب يا آتش ، خواب يا آرامش مانع حصول مطلب و وصول به مقصد نگردد ، و به همين قصد و نيّت خامه مىنوشت و تخم اين انديشه مىكشت بلكه كشته‌ها را مىدرويد و راهرا مىبريد تا رسيد به اوّل دولت سلسلهء عليّه قاجار ، اولياى نعم نگارنده و آباء و اجداد اين بيمقدار ، لا زالت شموس معاليهم ساطعة فى رابعة النهار . در اينجا شكر ايادى و نعمت ، و سوابق حقوق بلا نهايت دست و دامنم بگرفت و از روى ارادت و شكفت گفت : اين نه

--> ( 1 ) . مادامى كه باد صبا شاخه‌هاى درخت‌بان را به حركت درمىآورد و ساربان سرودخوان با نغمه‌هاى خود شتر را به نشاط برمىانگيزاند .